(چهارشنبه 17 آبان 1385 ساعت 10:4 عصر )

مصاحبه با محسن چاوشي !


 


==>: چي شد محسن چاووشي به جمع خوانندگان پيوست؟
چاووشي: يک روز وقتي داشتم کتاب شعر مريم حيدرزاده را ورق مي‌‌زدم احساس کردم چقدر اين نوشته‌ها با روحياتم
سازگار است، از آن روز به بعد مدام کلام ايشان را زمزمه مي‌‌کردم تا اينکه...
==>:
آلبوم «نفرين» آلبوم شما بود؟
چاووشي: بله... البته نفرين در حد يک ماکت باقي ماند
==>:
يعني قرار بود مجوز بگيرد و بازخواني شود؟
چاووشي: آن کار حتي به تنظيم هم نرسيد، آن زمان وزارت ارشاد از خوانندگان ماکت کارها را تحويل مي‌‌گرفت و روي آنها مجوز صادر مي‌‌کرد که از اقبال بد من اين آلبوم لو رفت، دست به دست چرخيد و بدون گرفتن مجوز به خانه‌ها راه پيدا کرد.
==>:
پس به دنبال مجوز هم رفتيد؟
چاووشي: بله، اما بعد از پخش غير مجاز ديگر مجوزش را نگرفتم، چون فايده‌اي نداشت.
==>:
اما اين فضا خيلي هم به ضرر شما نشد!
چاووشي: به ضررم که نشد اما در عوض خيلي‌ها روي من حساس شدند البته وقتي فهميدند که غير مجاز پخش شدن آلبوم کار خودم نبوده و از طرفي نفرين تنها يک ماکت بوده، کوتاه آمدند.
==>:
فکر مي‌‌کنيد عامل اصلي موفقيت که نه ! شهرت امروز خود را مديون چه چيز هستيد، شباهت رنگ صدا و يا غير مجاز پخش شدن کارها؟
چاووشي: نمي‌‌دانم از شما به عنوان يک مخاطب سوال مي‌‌کنم. اگر اين آلبوم مجاز منتشر مي‌‌شد، آن را تهيه مي‌‌کرديد؟ هر چند در اين صورت خيلي سريع‌تر و گسترده‌‌تر توزيع مي‌‌شد.
==>:
در عوض کنار صدها آلبوم تازه توليد شده ديگر قرار مي‌‌گرفت؟
چاووشي: مگر فريدون را چه کسي مي‌‌شناخت؟! حتي مني که در زمينه موسيقي فعاليت مي‌‌کنم هم ايشان را نمي‌‌شناختم اما وقتي آلبومش وارد بازار شد از پرفروش‌ترين‌ها بود.
==>:
به نظرتان آلبوم نفرين مجوز مي‌‌گرفت؟
چاووشي: خيلي از تراک‌هاي نفرين مجوز داشت. من به دنبال مجوز نهايي بودم که متاسفانه لو رفت. در ضمن خيلي از کارهايي که امروز با داشتن مجوز منتشر مي‌‌شود هم از نظر مضمون و... شبيه نفرين است.
==>:
تا به حال آلبوم مجوز دار هم منتشر کرديد؟
چاووشي: نه، اما خيلي از کارهايم از جمله آلبوم «لنگه کفش» که تمام آهنگهايش مجوز داشت تا مرحله ثبت‌نهايي هم ‌رفت اما در نهايت نه تنها به صورت غير مجاز، بلکه با کيفيت بسيار پايين پخش ‌شد. حتي تعدادي از آهنگ‌هايي که براي دوستان ديگر ساخته بودم با صداي من به دست مردم رسيده بود.
==>:
چرا؟! چرا بايد تمام کارهايتان بدون اطلاع شما به صورت غير مجاز منتشر شود؟
چاووشي: اين بحث خيلي تکراري شده.
==>:
بله، موضوعي تکراري که متاسفانه هنوز هم تکرار مي‌‌شود.
چاووشي: به هر حال کارها دست افراد به ظاهر معتمدي مي‌‌افتد که شايد ناخواسته اين روند را به همراه دارد.
==>:
چرا اکثر کارهاي محسن چاووشي سياه است و چرا شما عشق امروزي را به اين صورت وارد موسيقي کرديد؟
چاووشي: اين حرف را قبول ندارم، چون کارهاي من سياه نبوده.
==>:
اما سفيد و اميدوار کننده هم نيست!
چاووشي: شايد ترانه‌هايي که من خواندم به خصوص در آلبوم نفرين تلخ باشد اما سياه نيست و با همين آلبوم هم مخاطب زيادي جمع کردم اما امروز خيلي از آن کار راضي نيستم، چون معتقدم هيچ عاشق، سخن سخت به معشوق خود نگفت.
==>:
يعني آن زمان با ترانه‌هايشان، موافق و هم عقيده بوديد؟
چاووشي: حتما موافق بودم، چون تا با ترانه‌ها ارتباط حسي برقرار نکنم، نخواهم خواند، ولي امروز با گذشت چهارسال ايدئولوژي‌هايم تغيير کرده و معتقدم خواندن نفرين بزرگترين اشتباهم بوده هر چند نفريني که حيدرزاده خيلي خوب آن را سروده بود.
==>:
امروز چه تعريفي از عشق داريد؟
چاووشي: اجازه دهيد در اين زمينه صحبتي نکنم.
==>:
در اين مورد نظري نداريد يا اينکه چون با کارهايتان در تناقض است، ترجيح مي‌‌دهيد صحبت نکنيد؟
چاووشي: درست متوجه شديد، من قبلا کارهايي را خواندم که با حرف‌هاي امروز قابل اصلاح و جبران نيست، در واقع براي صحبت کردن در اين باره، لازم به گذشت زمان بيشتري است.
==>:
يعني از خواندن آن ترانه‌‌ها پشيمان شديد؟
چاووشي: امروز، با ديد ديگري به مقوله عشق نگاه مي‌‌کنم، هر چند مرز بين نفرت و عشق تنها به اندازه يک مو باريک است... اما اگر صحبتي کنم به‌طور مسلم مريم حيدرزاده هم زير سوال مي‌‌رود.
==>:
براي اولين بار چه کسي تشخيص داد صداي خوبي براي خواندن داريد؟
چاووشي: شايد باورتان نشود اما تا امروز هيچ‌کس چنين حرفي به من نزده، اگر خواننده شدم فقط با تشخيص خودم بود.
==>:
مي‌‌دانيد الان چند تا محسن چاووشي داريم؟
چاووشي: خيلي زياد. افرادي که به نام من هر کاري از جمله مي‌‌کنند!
==>:
شايد به اين دليل است که مردم تصوير شما را نديده‌اند.
چاووشي: درست است، بايد با انتشار آلبوم مجوز‌دار و چاپ عکسم به اين وضعيت پايان دهم و تا زماني‌که اين اتفاق نيفتد، اجازه چاپ عکس‌هايم را ندارم.
==>:
پس آلبوم جديد شما را در نوار فروشي‌هاي معتبر پيدا خواهيم کرد؟
چاووشي: اميدوارم که اين اتفاق بيفتد.
==>:
اشعار اين آلبوم از چه کساني است؟
چاووشي: رضا صفايي، امير ارجعيني، ليلا رضايي، حميدرضا رزاقي و ترانه مکرم براي ده تراک ترانه‌سرايي کردند، يک کار متفاوت با کارهاي قبلي‌ام.
==>:
در مورد اين کار بيشتر توضيح مي‌‌دهيد؟
چاووشي: در اين آلبوم صداي من شبيه هيچ‌کس نيست. هر چند در ابتدا، همان خواننده لس‌آنجلسي اظهار کرده بود اين دو صدا (صداي من و خودش) کاملا متفاوت بوده و هيچ شباهتي به هم ندارند اما باز هم اين تصور را در کار جديد به کلي از بين بردم، ضمن که اين در اين آلبوم موسيقي تلفيقي ( پاپ، سنتي) کار کردم.
==>:
چقدر با موسيقي سنتي آشنا هستيد؟
چاووشي: خيلي کم.
==>:
يعني دستگاه‌هاي موسيقي را هم نمي‌شناسيد؟
چاووشي: نمي‌شناسم چون به تازگي وارد اين حيطه کاري مي‌شدم.
==>:
پس چطور کار تلفيقي انجام مي‌‌دهيد؟
چاووشي: به کمک دوستان سنتي‌کار، در ثاني ما فقط نت‌هاي نوشته شده را با سازهاي سنتي نواختيم.


 


محسن چاووشي از نگاهي ديگر


 


متولد چه سالي هستيد؟
چاووشي: هشتم مرداد ماه سال 1358
در کدام شهر؟
چاووشي: خرمشهر
مهمترين ويژگي اخلاقي؟
چاووشي: بسيار حساس و کمي زود رنج.
انتخاب اشعار؟
چاووشي: خودم انتخاب مي‌‌کنم براساس روحياتي که داشته و دارم.
مهم‌ترين عامل شهرت؟
چاووشي: اجازه دهيد اين سئوال را مردم جواب دهند.
مهم‌ترين ويژگي اهالي جنوب؟
چاووشي: خونگرمي و مهمان‌نوازي.
شما هم اين خصيصه‌ را داريد؟
چاووشي: صد در صد.
تحصيلات؟
چاووشي: مطمئن باشيد موسيقي نخواندم...
مگر تمام خواننده‌هاي ما موسيقي خوانده‌اند؟
چاووشي: نمي‌‌دانم اما من حسابداري خواندم.
چرا سوالات را تفکيک مي‌‌کنيد؟
چاووشي: خب بايد يک طوري نشان بدهم که متناقضم ديگه.
امروز که ديگر آن تناقضات را شکستيد!
چاووشي: خب اين خودش هم يک تناقض ديگر است.
بهترين کاري که خوانديد؟
چاووشي: آهاي تو که اينهمه دوري از من و بانوي من
معروف ‌ترين کار؟
چاووشي: نفرين و نشکن دلمو
دوران کودکي هم مثل الان آرام بوديد؟
چاووشي: خيلي آرام و البته درس نخوان.
بهترين نمره؟
چاووشي: از درس انشاء نمره 17 گرفتم.
بدترين سال تحصيلي؟
چاووشي: سال پنجم ابتدايي که از دو درس تاريخ، مدني و رياضي تجديد آوردم.
بهترين درس؟
چاووشي: عربي
ورزش...
چاووشي: پيش‌تر ورزش مي‌‌کردم اما حالا کمي تنبل شدم.
سينما...
چاووشي: برايم جذابيت ندارد.


علي سنتوري...
چاووشي: فيلمي از داريوش مهرجويي که روي آن چهار ترانه خواندم.
انتقاد...
چاووشي: قبول مي‌‌کنم.
سازنده‌ترين انتقاد؟
چاووشي: به نفرين شد که پذيرفتم.
چه سازي مي‌‌نوازي؟
چاووشي: پيانو و کيبورد.
تا امروز چند ترانه خوانديد؟
چاووشي: 25 يا 26 ترانه.
موسيقي فاخر...
چاووشي: موسيقي که براي همگان ملموس باشد يعني همه با آن ارتباط برقرار کنند.
يعني هر قدر موسيقي قابل لمس‌تر باشد فاخرتر هم هست؟
چاووشي: از نظر من همينطور است.
ممنون از اينکه با ما در اين گفتگو همراه شديد.
چاووشي: من هم از شما تشکر مي‌‌کنم، اميدوارم روزي بتوانم يک کار فاخر تقديم اهالي موسيقي نمايم


 


 


 


                                                                                   منبع : سايت روزانه


» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[6/5/1387- 12:12 ص] کسي در بهشت جا گرفته؟
[18/4/1387- 11:51 ع] دوست دارم يه ..........!
[31/3/1387- 10:32 ص] برميگردم
[آرشيو شده ها]
بازديدهاي امروز: 20  بازديد
بازديدهاي ديروز: 53  بازديد
مجموع بازديدها: 26290  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

هنري - تک ستاره
نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور[92]
من خسته ترين واژه ملموس غروبم ,کاش در اين وسعت سبز يک نفر درد مرا مي فهميد . اي ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد اي ستاره ها که از وراي ابرها بر جهان نظاره گر نشسته ايد آري ؛ اين منم که در دل سکوت شب نامه هاي عاشقانه پاره ميکنم اي ستاره ها اگر بمن مدد کنيد دامن از غمش پر از ستاره ميکنم با دلي که بويي از وفا نبرده است جور بيکرانه و بهانه خوشتر است در کنار اين مصاحبان خودپسند ناز و عشوه هاي زيرکانه خوشتر است اي ستاره ها چه شد که در نگاه من ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
» پيوندهاي روزانه«
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«







» آرشيو يادداشت ها«
جمله هايي براي آرامش درون [5]
دردودل [4]
هنري
مفيد و آموزنده [4]
شعر
عمومي [3]
عشق [4]
زن از دیدگاه تمدنهای مختلف دنیا و قرآن [2]
عذابی که تروخشک را با هم می سوزاند
سقوط تا کجا؟حماقت تا کجا؟
آرزوی یک شهید
پرواز کلید رهایی است
سهم نسل من و تو باد هوا شد
اهانت به پیامبر= آزادی بیان؟
درد بی دردی علاجش آ تش است
تا کربلا 275 کیلومتر
دوباره تنها شده ام
سرگذشت یک عالمه آدم
حکایت دیروز و امروز ما
من به خود رسیده ام [2]
روزی روحم پر میکشد از این شهر
د.وباره نوروز اومد ولی چه فایده
د نیای رویایی من
دلم برای کسی تنگ است
خوشبختی [2]
ما مخزنیم یا کانال
تفاوت زن و مرد [2]
یادش بخیر اما خدا را یادمان رفت
بریم شکایت پیش خدا
نگران لاله باشیم ؛ نگران درد یاسا
عدالت کجاست ؛ اینجا دادرسی هست
کی یاد خدا میکنیم
صدام نکن
مادر مرا ببخش
دلالی تا مرز خدا
فقیری یا ثروتمند
دعای شگفت
در خلوت زندگی
پرنده های بی درخت
مینویسم با سکوتم [4]
سپرده گذاری معنوی جایزه دار [3]
ایمانم کجاست؟
آقا تورو خدا نیا
ضمیر نا خود آگاه
قد کشیدی یا نه [2]
بگذار دمی............؟ [2]
وبلاگ تک ستاره
عيب نداره آقا [3]
قسمت(طلبيدن؛قطار ؛ مشهد) [2]
روز مبادا
بخند اگه دليلي داري
ان همه سادگي [2]
يه جاي کار مي لنگه
براي تو / تقديم به...! [2]
خدا تو جوونه اجيره
نامه اي به شهدا
سرزمين عاشقي
فاطميه و کربلا
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: