(يکشنبه 29 بهمن 1385 ساعت 11:40 صبح )

 



 


 


 


در آغازتنها عشق بود . حتي زندگي و پيدايش شما بر روي اين کره ي خاکي نيز برخاسته از عشق است . اين عشق بوده است که در يک لحظه ناب مرد و زني را چنان به سوي هم جذب کرده است تا از تلفيق و اتحاد عاشقانه ي آنها بذر شما متولد گردد . هنگامي که ان بذر و دانه رشد کرد و شما آمادگي آن را داشتيد که به اين جهان گام بگذاريد ، ورود خود را با تمامي شورو حالي که در اختيار داشتيد به تمامي آنانکه در دوروبر شما بودند اعلام کرديد.تا بر کسي شکي باقي نگذاريد که حال ديگر از راه رسيده ايد . حتي بدن شما همواره از عشق مرتعش و لرزان است . آيا هنگامي که قلب شما با وفاداري تمام بدون وقفه در تمامي طول بيست و چهار ساعت مي تپد و زندگي را در رگهاي شما به جريان مي اندازد آيا ميتوان نام ديگري جز (عشق) بر روي آن نهاد . آيا عاشقتر از خون چيز ديگري را نيز سراغ داريد که با شتابزدگي تمام طول هزاران هزار گذرگاه کوچک و بزرگ ، مرئي و نامرئي را در سرتاسر بدن شما مي پيمايد تا زندگي و سر زندگي را به تمام بافت ها و اندام هاي شما برساند؟؟؟


 


عشق همان چيزي است که به شما امکان مي دهد تا بارها و بارها متولد شويد . هرشروع دوباره ، هر رشد و تحول دروني و هر تغيير مسيري که همواره از عشق و نياز و گرايش دروني آغاز شده باشد به سمت حقيقت و خوشحالي و خوشبختي و آزادي بيشتر است .


 


اين همان عشق است که شما را نهايتاً به سر منزل مقصود که نداي آن را همواره از اعماق دل و جان خود مي شنيديد ، خواهد رساند .


 


- عشق کيفيتي نيست که اساساً نسبت به آن بيگانه باشيد


- عشق ، ويژگي يا کيفيتي نيست که برخي با آن زاده شده اند اما برخي ديگر محکوم هستند تا پايان عمر بدون آن سر کنند .


- عاشق بودن به همان اندازه طبيعي است که نفس کشيدن و زنده بودن .


- عشق همان جوهره و هويت واقعي شماست .


برگرفته از نوشته هاي دکتر دي آنجليس


ادامه مطلب را در مورد عشق در روزهاي بعد دنبال کنيد / ممنون


 


ولي متاسفانه اين عشق رو من تاحالا در جامعه کنوني و بشر کنوني نديدم .(اين جمله اعتقاد خودم هست)        


 


» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)

(چهارشنبه 1 آذر 1385 ساعت 8:26 عصر )
 

ميخوام يه نظر خصوصي بدم هر کس اين نظرو قبول نداره ميتونه نظر بده


***********

عشق يعني از خود گذشتگي در راه معشوق

نه خودخواهي در راه عشق

 

البته يه مطلبي رو يواشکي بايد خدمتتون عرض کنم البته اگه قول ميديد به کسي نگيد

من اصلا عشق و عاشقي رو قبول ندارم

عشق براي استفاده توي داستانها ساخته شده

 

*******

ميدونيد چرا انسانها اينقدر دوست دارن از عشق و عاشقي حرف بزنن ؟

باشه من براتون ميگم :

ميدونيد پرفروش ترين کتابهاي سال چيه ؟

کتابهايي مثل هري پاتر - جنگ ستارگان - مثلث برمودا و .....

ميدونيد چرا ؟

چون انسانها دوست دارن درباره چيزائي که وجود ندارن صحبت کنن

براي همينم هست که دوست دارن از عشق و عاشقي صحبت کنن

چون خودشونم دربارش چيزي نميدونن

فقط ميدونن احتمالا چيز خوبيه

البته همه ي انسانها عشق و با هوس اشتباه ميگيرن

و البته اين مطلبو خودشونم نميدونن

 

8888888


به نظر من هر دختري که ادعا ميکنه عاشق پسري شده و يا هر پسريکه ادعا ميکنه عاشق دختري شده

اگه عشقي وجود داشته باشه ميتونه عاشق هر کس ديگري هم بشه

بلاخره يک نفر توي دنيا پيدا ميشه که شرايط معنوي - مادي يا ظاهري بهتري از معشوق اونها داشته باشه

پس اگه اينو انکار ميکنن نميدونن عشق يعني چي

يعني عشق بايد يه دليل محکم داشته باشه

نه ؟

شب خوش. 




» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)

(سه‏شنبه 30 آبان 1385 ساعت 9:29 عصر )

نشانه هاي عاشق بودن چيست ؟


سه تاست . اولي , اغناي محض . به هيچ چيز ديگري نياز نيست . دوم آينده وجود ندارد . همين لحظه عشق ابديت دارد , نه لحظه بعد – نه فردا – نه ا ينده . و سوم , وجودت از ميان بر ميخيزد , ديگر وجود نداري .اگر هنوز وجود داشته باشي معني اش اين است که هنوز وارد معبد عشق نشده اي .
وقتي کسي احساس کرد عاشق است اين سه چيز براي او معيار سنجش قرار خواهد بود . ايد نظارت کند ببيند که ايا اين سه چيز در او رخ ميدهد يا نه . اگر رخ نميدهد معني اش اين است که اين نه عشق بلکه ميتواند چيزهاي بسيار ديگري باشد عشق پديده بزرگي است : ( منظور اينجا کلمه عشق است که در معاني متفاوتي به کار ميرود نه عشق حقيقي که آن سه معيار برايش ذکر شد) ميتواند اشکال متفاوتي داشته باشد و ميتواند شهوت باشد . ميتواند تمايل جنسي باشد . ميتواند احساس مالکيت باشد . ميتواند صرفا مشغله براي اينکه تنهايي شما را پر کند باشد چون حضور شخص ديگر باعث احساس امنيت شما ميشود .عشق حقيقي يعني توقف فکر – وقتي با هم هستيد فکر را کنار بگذار در چنين حالتي است که به هم نزديک خواهيد شد . روابط خودتان را تبديل به يک پديده مقدس کنيد . اگر چنين نباشد پس بدان که اين عشق نيست ; امکان ندارد .
تکريم و ستايش دومين چيز است . در حضور معشوق و محبوب احساس ستايش کنيد . اگر نتواني تقدس را در وجود محبوبتان ببيني , پس اين تقدس را در هيچ کجا نخواهي ديد .چگونه خدا را در يک درخت ميتواني ببيني اگر هيچ رابطه اي بين تو و درخت نباشد اگر بتواني خدا را در وجود معشوق حس کني دير يا زود او را در همه جا حس خواهي کرد زيرا همين که اين در براي اولين بار گشوده شود – همين که نظري به خدا در هر شخصي بيندازي , ديگر قادر نخواهي بود که اين نظر را فراموش کني .


 


» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)

(چهارشنبه 24 آبان 1385 ساعت 11:57 عصر )

عشق از زبان بچه هاي 4 تا 8 ساله


گروه متخصص و محققي در يک تحقيق سوالي را از گروهي کودک خردسال پرسيده بودند که پاسخهايي که بچه ها دادند عميق ترو متفکرانه تر از تصورات بود
سوال اين بود
معني عشق چيست؟
نظر شما راجع به جوابهاي بچه ها چيست؟

وقتي کسي شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقيه مي گه . وقتي اون شما رو صدا مي کنه احساس مي کني که اسمت از جاي مطمئني به زبون آورده شده. بيلي - 4 ساله

مادر بزرگ من از وقتي آرتروز گرفته نمي تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم هميشه اين کار رو براش مي کنه حتي حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، اين عشقه. زبکا - 8 ساله

عشق موقعيکه دختره عطر مي زنه و پسره هم ادکلون، و دو تايي مي رن بيرون تا همديگر رو بو کنن. کارل -5 ساله

عشق وقتيه که شما براي غذا خوردن مي رين بيرون و بيشتر سيب زميني سرخ شده خودتون رو مي دهيد به دوستتون بدون اينکه از اون انتظار داشته باشيد که کمي از غذاي خودشو بده به شما. کريستي - 6 ساله

عشق يعني وقتي که مامان من براي بابام قهوه درست مي کنه و قبل از اينکه بدش به بابا امتحانش مي کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دني - 7 ساله

عشق اون چيزيه که لبخند رو وقتي که خسته اي به لبت مياره . تري - 4 ساله

عشق وقتيه که شما همش همديگه رو مي بوسيد بعد وقتي از بوسيدن خسته شديد هنوز دوست داريد با هم باشيد پس بيشتر با هم حرف مي زنيد. مامان و باباي من دقيقا اينجورين. اميلي - 8 ساله

عشق همون باز کردن کادوهاي کريسمسه به شرطي که يه لحظه دست نگه داري و فقط با دقت گوش کني. بابي - 7 ساله

اگه مي خواهي دوست داشتن رو بهتر ياد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله

عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله

عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله

موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله

مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله

عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله

عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله

عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله

می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله

وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله

دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله

و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه . همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که چيکار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه


» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[6/5/1387- 12:12 ص] کسي در بهشت جا گرفته؟
[18/4/1387- 11:51 ع] دوست دارم يه ..........!
[31/3/1387- 10:32 ص] برميگردم
[آرشيو شده ها]
بازديدهاي امروز: 20  بازديد
بازديدهاي ديروز: 53  بازديد
مجموع بازديدها: 26290  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

عشق - تک ستاره
نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور[92]
من خسته ترين واژه ملموس غروبم ,کاش در اين وسعت سبز يک نفر درد مرا مي فهميد . اي ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد اي ستاره ها که از وراي ابرها بر جهان نظاره گر نشسته ايد آري ؛ اين منم که در دل سکوت شب نامه هاي عاشقانه پاره ميکنم اي ستاره ها اگر بمن مدد کنيد دامن از غمش پر از ستاره ميکنم با دلي که بويي از وفا نبرده است جور بيکرانه و بهانه خوشتر است در کنار اين مصاحبان خودپسند ناز و عشوه هاي زيرکانه خوشتر است اي ستاره ها چه شد که در نگاه من ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
» پيوندهاي روزانه«
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«







» آرشيو يادداشت ها«
جمله هايي براي آرامش درون [5]
دردودل [4]
هنري
مفيد و آموزنده [4]
شعر
عمومي [3]
عشق [4]
زن از دیدگاه تمدنهای مختلف دنیا و قرآن [2]
عذابی که تروخشک را با هم می سوزاند
سقوط تا کجا؟حماقت تا کجا؟
آرزوی یک شهید
پرواز کلید رهایی است
سهم نسل من و تو باد هوا شد
اهانت به پیامبر= آزادی بیان؟
درد بی دردی علاجش آ تش است
تا کربلا 275 کیلومتر
دوباره تنها شده ام
سرگذشت یک عالمه آدم
حکایت دیروز و امروز ما
من به خود رسیده ام [2]
روزی روحم پر میکشد از این شهر
د.وباره نوروز اومد ولی چه فایده
د نیای رویایی من
دلم برای کسی تنگ است
خوشبختی [2]
ما مخزنیم یا کانال
تفاوت زن و مرد [2]
یادش بخیر اما خدا را یادمان رفت
بریم شکایت پیش خدا
نگران لاله باشیم ؛ نگران درد یاسا
عدالت کجاست ؛ اینجا دادرسی هست
کی یاد خدا میکنیم
صدام نکن
مادر مرا ببخش
دلالی تا مرز خدا
فقیری یا ثروتمند
دعای شگفت
در خلوت زندگی
پرنده های بی درخت
مینویسم با سکوتم [4]
سپرده گذاری معنوی جایزه دار [3]
ایمانم کجاست؟
آقا تورو خدا نیا
ضمیر نا خود آگاه
قد کشیدی یا نه [2]
بگذار دمی............؟ [2]
وبلاگ تک ستاره
عيب نداره آقا [3]
قسمت(طلبيدن؛قطار ؛ مشهد) [2]
روز مبادا
بخند اگه دليلي داري
ان همه سادگي [2]
يه جاي کار مي لنگه
براي تو / تقديم به...! [2]
خدا تو جوونه اجيره
نامه اي به شهدا
سرزمين عاشقي
فاطميه و کربلا
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: