(پنجشنبه 3 آبان 1386 ساعت 11:42 عصر )

 


 نجاتم بد ه


از اين سفره سرد و خالي


از اين ســرپـنــاه خــيـالـي


نجاتــم بـده ، نجاتــم بـده


 


از اين خواب عاشق کش بد


از اين فــکــر بـــايــد نــبــايــد


نجـــاتـم بــده ، نجــاتـم بــده


 


سلام همسفر/خوبي؟اگه از يه چيزي شاکي باشيد اون چيه؟


اگه بخواي خدا از يه چيز نجاتتون بده اون چيه؟


» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)

(چهارشنبه 15 فروردين 1386 ساعت 3:6 عصر )

من به خودم رسيده ام


به يک باور بيست و دو ساله ي گنگ


وهنوز هم خودم را پيدا نکرده ام و نميدانم که اصلا چرا هستم و چرا بايد باشم؟


بيست و دو سال از اين اتفاق مي گذرد و من هنوز هم درک نکردم که


 چرا بعضي انسانها معتقدند لحظه ي تولد زيباترين لحظه زندگي ست!!!!


من خودم را ميبينم که هر روز مثل ديروز از خواب بيدار ميشوم و تمام کارهاي تکراري ديروز را انجام ميدهد مثل يک رباط يا يک عروسک کوکي...........


من خودم را ميبينم که هرروز در جستجوي چيز تازه ايست و نميداند آن چيست و فقط ميگردد و ميگردد


من خودم را ميبينم و دلم را که هر روزبا من قهر مي کند و هر وقت فرصت پيدا ميکند مدام بهانه مي گيرد


و بي قراري مي کند و هنوز هم حرف حسابش معلوم نيست


من خودم را ميبينم که گاهي احساس ميکند به آخر خط رسيده و مرگ را به هر چيزي ترجيح مي دهد و گاهي آنقدر شاد است که قلبش مثل يک گنجشک مي زند


من خودم را ميبينم .... خودم و تمام صفات خوب و بدم را............


و گاهي تصوير مبهمي از پيري و مرگم را مي بينم و تصويري از سنگ قبرم و قطره اشکي که ممکن است به خاطر من به زمين بچکد


و حال من به يک باور بيست و دو ساله از خودم رسيده ام


احساس ميکنم خودم را گم کرده ام............


ولي يک لحظه سايه اي بزرگي را بالاي سرخود احساس ميکنم و يادم ميايد که هنوز خدا هست


اِرجَعي اِلي رَبِّکِ راضيّۀً مَرضِيَّهً(امروز به سوي پروردگارت بازاي که تو خشنود و او راضي از توست)


 


 


» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[6/5/1387- 12:12 ص] کسي در بهشت جا گرفته؟
[18/4/1387- 11:51 ع] دوست دارم يه ..........!
[31/3/1387- 10:32 ص] برميگردم
[آرشيو شده ها]
بازديدهاي امروز: 20  بازديد
بازديدهاي ديروز: 53  بازديد
مجموع بازديدها: 26290  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

من به خود رسیده ام - تک ستاره
نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور[92]
من خسته ترين واژه ملموس غروبم ,کاش در اين وسعت سبز يک نفر درد مرا مي فهميد . اي ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد اي ستاره ها که از وراي ابرها بر جهان نظاره گر نشسته ايد آري ؛ اين منم که در دل سکوت شب نامه هاي عاشقانه پاره ميکنم اي ستاره ها اگر بمن مدد کنيد دامن از غمش پر از ستاره ميکنم با دلي که بويي از وفا نبرده است جور بيکرانه و بهانه خوشتر است در کنار اين مصاحبان خودپسند ناز و عشوه هاي زيرکانه خوشتر است اي ستاره ها چه شد که در نگاه من ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
» پيوندهاي روزانه«
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«







» آرشيو يادداشت ها«
جمله هايي براي آرامش درون [5]
دردودل [4]
هنري
مفيد و آموزنده [4]
شعر
عمومي [3]
عشق [4]
زن از دیدگاه تمدنهای مختلف دنیا و قرآن [2]
عذابی که تروخشک را با هم می سوزاند
سقوط تا کجا؟حماقت تا کجا؟
آرزوی یک شهید
پرواز کلید رهایی است
سهم نسل من و تو باد هوا شد
اهانت به پیامبر= آزادی بیان؟
درد بی دردی علاجش آ تش است
تا کربلا 275 کیلومتر
دوباره تنها شده ام
سرگذشت یک عالمه آدم
حکایت دیروز و امروز ما
من به خود رسیده ام [2]
روزی روحم پر میکشد از این شهر
د.وباره نوروز اومد ولی چه فایده
د نیای رویایی من
دلم برای کسی تنگ است
خوشبختی [2]
ما مخزنیم یا کانال
تفاوت زن و مرد [2]
یادش بخیر اما خدا را یادمان رفت
بریم شکایت پیش خدا
نگران لاله باشیم ؛ نگران درد یاسا
عدالت کجاست ؛ اینجا دادرسی هست
کی یاد خدا میکنیم
صدام نکن
مادر مرا ببخش
دلالی تا مرز خدا
فقیری یا ثروتمند
دعای شگفت
در خلوت زندگی
پرنده های بی درخت
مینویسم با سکوتم [4]
سپرده گذاری معنوی جایزه دار [3]
ایمانم کجاست؟
آقا تورو خدا نیا
ضمیر نا خود آگاه
قد کشیدی یا نه [2]
بگذار دمی............؟ [2]
وبلاگ تک ستاره
عيب نداره آقا [3]
قسمت(طلبيدن؛قطار ؛ مشهد) [2]
روز مبادا
بخند اگه دليلي داري
ان همه سادگي [2]
يه جاي کار مي لنگه
براي تو / تقديم به...! [2]
خدا تو جوونه اجيره
نامه اي به شهدا
سرزمين عاشقي
فاطميه و کربلا
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: