کاشکي دوباره
صدام نکن – صدام نکن خوابشو داشتم ميديدم
کاشکي دوباره پلکامو رو هم مي ذاشتم ميديدم
نه ارغوان نه اطلسي ، سفيد مه گرفته بود
به رنگ گيس مادرم ميزد به نقره و کبود
نه خنده بود نه خاطره نه حس تازه ي اميد
نه سنگ قبر کهنه بود ، نه عکسي از شهيد
يه قطره خون دو قطره خون يه گل يه تيکه استخون
يه جاده ي رو به افق ، يه مشت درختاي جوون
صدام نکن که آدما تو خوابا مهربون ترن
فقط تو قاب عکسشون قشنگ ترن جوون ترن
صدام نکن که خواب من حتي کبود اگه باشه
ميخوام بمون برا من ميخوام برام پدر باشه
صدام نکن – صدام نکن خوابشو داشتم ميديدم
کاشکي دوباره پلکامو رو هم ميزاشتم ميديدم
سلام دوستان و همسفران عزيز / تا حالا شده خوابي ببينيد که دلتون نخواد هيچ وقت از اون خواب بيدار بشيد يا خوابي باشه که دلتون بخواد زودتر از خواب بپريد يا خوابي باشه که دلتون بخواد ببينيد و تا حالا نديديد .
خيلي دلم ميخواد اگه از اين خوابها ديديد يا ميخوايد ببينيد برام بنويسيد و نظر بزاريد
نام: | |
ايميل: | |