يکسال گذشت
دقيقه ها و لحظه ها ورق ميخورند و وبلاگم يکساله ميشود
شايد براي شما مهم نباشه ولي براي من مهمه چون روزها و
شبها و نيمه شبها پا به پاش بودم.
از شبي که خواب با چشمهايم قهر کرده بود ؛ از شبي که بي هوا
پاي کامپيوترنشستم و انگشت بر صفحه کليد فشردم .
آن روز اصلا نميدانستم که قرار است امشب يک ستاره يکساله شود ؛ اما شد.
آن روز نميدانستم که قرار است با انسانهايي آشنا شوم که با وجود اينکه
هرگز نديدمشان دوستشان داشته باشم
آن روز نميدانستم دوستاني پيدا ميکنم که توي دعاهام و نگرانيهام و
آرزوهام سهيم ميشوند و حتي چشمانم برايشان خيس ميشود
آن روز اصلا نميدانستم جاي امن دلتنگيها يم يک صفحه مجازي کوچکي
به اسم وبلاگ و عنوان تک ستاره شود.
من توقع تبريک و مبارک باش و اين چيزارو ندارم ؛
فقط اگه نقدي يا حرفي در مورد وبلاگم داريد خوشحال ميشم بگين .
نام: | |
ايميل: | |