اگر پرنده بودم
اگر پرنده اي بودم به لانه اي قناعت ميکردم
بر درختي سبز
و با عرياني اش ميساختم در زمستان
خوشه خوشه پرواز ميچيدم از اوج
بال و پر از باد ميگرفتم
به دانه اي گندم دل ميبستم
و به نغمه اي آرام ميافتم
اگر پرنده بودم در آفتاب نفس ميکشيدم
باران را مي بوييدم
برگ بالينم بود
و درخت پناهم
اگر پرنده بودم
اوج دلتنگي هايم
يک نيمکت بود
و نگاه افسرده ي پيرمرد
که دانه مي پاشد
اگر پرنده بودم.....................
سلام همسفر / شما اگه پرنده بودي دوست داشتي چيکار کني و کجا بري؟
نام: | |
ايميل: | |