نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور[92]من خسته ترين واژه ملموس غروبم ,کاش در اين وسعت سبز يک نفر درد مرا مي فهميد .
اي ستاره ها که بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد
اي ستاره ها که از وراي ابرها
بر جهان نظاره گر نشسته ايد
آري ؛ اين منم که در دل سکوت شب
نامه هاي عاشقانه پاره ميکنم
اي ستاره ها اگر بمن مدد کنيد
دامن از غمش پر از ستاره ميکنم
با دلي که بويي از وفا نبرده است
جور بيکرانه و بهانه خوشتر است
در کنار اين مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه هاي زيرکانه خوشتر است
اي ستاره ها چه شد که در نگاه من
ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟