(پنجشنبه 4 بهمن 1386 ساعت 7:43 عصر )

 


  سلام خوبي ...؟ خسته‏ام از «خوبيم و جز دوري تو ملالي نيست‏» . خسته‏ام از نامه‏هاي
 
 «اينجا هوا خوبست و ...» يا «خبرت دهم که اينجا گرانيست و........


  عادت کرده‏ايم که بگوييم منتظريم . عادت کرده‏ايم بعد از هر صلواتمان بگوييم :
 
 « و عجل فرجهم‏» يا اين‏که بعد از هر نماز دعاي فرج را بخوانيم .
 
 حتي از روي عادت براي سلامتي امام زمان (عج) صلوات نذر مي‏کنيم .
 
 به نبودنش، به نيامدنش، به انتظارمان عادت کرده‏ايم


  آن‏قدر در اين آخرالزمان در فتنه غرق شده‏ايم که يادمان رفته مدينه فاضله يعني چه؟


   انگار عادتمان شده که هر روز، خبر يک قتل، يک تصادف مرگبار يا يک سرقت را بشنويم


  مثل اين‏که اگر پنج‏شنبه‏ها منتظر نباشيم، يکي از کارهاي روزمره‏مان را انجام نداده‏ايم


  يا فکر مي‏کنيم اگر صبحهاي جمعه در مراسم دعاي ندبه شرکت نکنيم، از دوستانمان عقب مانده‏ايم


     آخرين باري که صبح جمعه بيدار شديم و از اين‏که «اونيامده بود، دلمان گرفت; کي بود؟
   
 عزيزي مي‏گفت:
      
«خيلي وقتها منتظريم . منتظر تلفن کسي که دوستش داريم، يا نامه‏اي که بايد
    
 مي‏رسيده و نرسيده;


   يا کسي که بايد مي‏آمده . چندبار از اين دست انتظارها براي آن کسي که مدعي انتظارش
 
 هستيم، داشته‏ايم؟ ... يک جاي کار مي‏لنگد » راست مي‏گفت . يک جاي کار مي‏لنگد!


  مي‏بيني چقدر در آخرالزمان غرق شده‏ايم؟ از اين روزهاي روز مرگي،
 
 از روزهايي که با ديروز و فردايمان تفاوتي ندارند، خسته‏ام....


  چند وقت قبل - جايت‏خالي - ميهمان امام رضا (ع) بودم . يکي از شبها، با حال و


   هواي غريبي،به ضريح چشم دوخته بودم . دختري  نشسته بود . چادرش را تا روي صورت


   کشيده بود و با خود زمزمه مي‏کرد: «يا وجيها عندالله، اشفع لنا عندالله‏» يک‏نفر بلندبلند


   صلوات مي‏فرستاد و کسي آن طرف‏تر خوابيده بود ... از سمت ديگر ضريح، حدود 20 جوان


  در حالي که هر کدام گل سرخي در دست داشتند و منظم و عاشق به سمت ضريح حرکت مي‏کردند


  يکصدا شروع به خواندن کردند:


  اي خداي من اومدم دعا کنم


  از ته دلم تو رو صدا کنم


  اي خدا منم دارم در مي‏زنم


  يه شب اومدم به تو سر بزنم


  با همين نواي دلنشين تا نزديک ضريح آمدند و ايستادند; دست‏بر سينه و سرشار از حس احترام


  اومدم امشبو منت‏بکشم


  چه کنم، خيلي خجالت مي‏کشم


  هميشه کرامت از بزرگ‏تر است


  پيش تو دست پر اومدن خطاست


 


  همه آدمها مي‏گريستند، همه آنهايي که خواب بودند و يا بيدار................


  تضرع عاشقانه‏شان که به پايان رسيد، گلهايشان را به ضريح هديه دادند و رو به
 
 قبله، با دستاني سوي آسمان رفته، نشستند: (اللهم کن لوليک الحجة‏بن الحسن)


  دعاي فرج که تمام شد، برخاستند و با بغضي غريب شروع به زمزمه کردند


 


  اباصالح! التماس دعا هر کجا رفتي ياد ما هم باش! (


  نجف رفتي، کاظمين رفتي، کربلا رفتي، ياد ما هم باش!


  مدينه رفتي به پابوس قبر پيغمبر، مادرت زهرا....


  ، «ببخشيد آقاي محترم! شما يک مرد ميانسال(شايدم جوان) را نديديد؟ مي‏گويند
 
 نشانش يک خال هاشمي است و يک شال سبز . شنيده‏ام مانند جدش،
 
 يتيمان را از محبت‏سيراب مي‏کند و همچون سيدالشهدا، مظلومان را از عدالت .
 
 هماني که همه آدمها، همه اديان، موعود مي‏نامندش ...


 


    نميدانم چرا با همه اينها نميايد ؟ شما ميگين کجاي
    
 کار مي لنگه؟شما ميگين ايراد از کجاست


 


» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[6/5/1387- 12:12 ص] کسي در بهشت جا گرفته؟
[18/4/1387- 11:51 ع] دوست دارم يه ..........!
[31/3/1387- 10:32 ص] برميگردم
[آرشيو شده ها]
بازديدهاي امروز: 19  بازديد
بازديدهاي ديروز: 53  بازديد
مجموع بازديدها: 26289  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

يه جاي کار مي لنگه - تک ستاره
نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور[92]
من خسته ترين واژه ملموس غروبم ,کاش در اين وسعت سبز يک نفر درد مرا مي فهميد . اي ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد اي ستاره ها که از وراي ابرها بر جهان نظاره گر نشسته ايد آري ؛ اين منم که در دل سکوت شب نامه هاي عاشقانه پاره ميکنم اي ستاره ها اگر بمن مدد کنيد دامن از غمش پر از ستاره ميکنم با دلي که بويي از وفا نبرده است جور بيکرانه و بهانه خوشتر است در کنار اين مصاحبان خودپسند ناز و عشوه هاي زيرکانه خوشتر است اي ستاره ها چه شد که در نگاه من ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
» پيوندهاي روزانه«
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«







» آرشيو يادداشت ها«
جمله هايي براي آرامش درون [5]
دردودل [4]
هنري
مفيد و آموزنده [4]
شعر
عمومي [3]
عشق [4]
زن از دیدگاه تمدنهای مختلف دنیا و قرآن [2]
عذابی که تروخشک را با هم می سوزاند
سقوط تا کجا؟حماقت تا کجا؟
آرزوی یک شهید
پرواز کلید رهایی است
سهم نسل من و تو باد هوا شد
اهانت به پیامبر= آزادی بیان؟
درد بی دردی علاجش آ تش است
تا کربلا 275 کیلومتر
دوباره تنها شده ام
سرگذشت یک عالمه آدم
حکایت دیروز و امروز ما
من به خود رسیده ام [2]
روزی روحم پر میکشد از این شهر
د.وباره نوروز اومد ولی چه فایده
د نیای رویایی من
دلم برای کسی تنگ است
خوشبختی [2]
ما مخزنیم یا کانال
تفاوت زن و مرد [2]
یادش بخیر اما خدا را یادمان رفت
بریم شکایت پیش خدا
نگران لاله باشیم ؛ نگران درد یاسا
عدالت کجاست ؛ اینجا دادرسی هست
کی یاد خدا میکنیم
صدام نکن
مادر مرا ببخش
دلالی تا مرز خدا
فقیری یا ثروتمند
دعای شگفت
در خلوت زندگی
پرنده های بی درخت
مینویسم با سکوتم [4]
سپرده گذاری معنوی جایزه دار [3]
ایمانم کجاست؟
آقا تورو خدا نیا
ضمیر نا خود آگاه
قد کشیدی یا نه [2]
بگذار دمی............؟ [2]
وبلاگ تک ستاره
عيب نداره آقا [3]
قسمت(طلبيدن؛قطار ؛ مشهد) [2]
روز مبادا
بخند اگه دليلي داري
ان همه سادگي [2]
يه جاي کار مي لنگه
براي تو / تقديم به...! [2]
خدا تو جوونه اجيره
نامه اي به شهدا
سرزمين عاشقي
فاطميه و کربلا
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: