(جمعه 6 ارديبهشت 1387 ساعت 7:43 عصر )

يه چند وقتي هست به روز نکردم / ميخوام بنويسم و حتي گاهي حس ميکنم پر هستم از نوشتن


ولي نميدونم از چي بنويسم و شروع کنم




باز دلم هواي خطي خطي کردن دفترمو کرده



قلمو بر مي دارم مي مونم چي بنويسم



 نمي دونم از کدوم التماس پنجره شکسته



نمي دونم از کدوم گلايه نگفته از کدوم بغض نگفته 



نمي دونم از کدوم دستهايي که هيچ وقت به هم نرسيدند 



نميدونم از کدوم ايماني بنويسم که بيشتر به شکل توهم داره درمياد تا واقعيت



نمي دونم از کدوم دلي بنويسم که هيچ وقت يکي نشدند



نمي دونم از کدوم سکوتي  بنويسم که هيچ وقت فرياد نشدند 



نمي دونم  از چي بنويسم



نميدونم ازکدوم سياست بنويسم و جبهه بازي که بوي تعفن نده



نميدونم از کدوم چفيه و پلاک شکسته بنويسم



نمي دونم از کدوم اشکي بنويسم که هيچ وقت برايم ريخته نشد



نمي دونم از کدوم انتظاري بنويسم که هيچ وقت قرار بر ديدارش نيست انگار



نميدونم از خلوت دلم بنويسم يا غربت دل ؛ مگه فرقي هم باهم دارند!!



نمي دونم از کدوم شعر بنويسم  ؛ شعري که حرف دل بزنه



نمي دونم از کدوم بارون بنويسم  باروني  که هيچ وقت نشد ساعتها با خيال راحت


 زيرش راه برم بدون چتر!!



نمي دونم از کدوم سلام بگم وقتي نه سلامي بود نه خداحافظي ....فقط و فقط نگاه بود


 


کاش مي شد بدونم چي بنويسم تو مي دوني من بايد چي بنويسم .....؟؟؟؟؟


» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)

(دوشنبه 6 اسفند 1386 ساعت 4:49 عصر )

  براي تو


  براي تو مي نويسم .


  براي خنده هاي سرخوشت .


  براي صدايت که ته نشين شده ي آشناييمان بود .


  شريک ديوانگي هاي من ،همراه بچگي هاي من ،براي تو مي نويسم .


  براي تو که با وجود دوست نداشتن باران زير ان تنهايم نگذاشتي.


  براي تو که دقايق و لحظات جوانيمان در کنار هم بود .


  براي تو و چشمهاي خندانت .


  ما دو دختر بوديم .


             با لبخندي بر لب .


                         بدون چتر .


                                      زير باران .....


  ما در افکار هم گم نمي شويم .


  ما پاک و زلال در زواياي خيال هم باقي مي مانيم تا هميشه ، تا به آخر...


  حتي زماني که هردو ازدواج کرده ايم.


  منتظر مي مانم تا دوباره در موسيقي صدايت، صدايم گم شود .


  منتظر مي مانم تا در ميان خنده بگرييم .


  منتظر مي مانم تا دوباره از دور بيايي و من براي تو دوباره و دوباره دست
  
تکان دهم و کودکانه بدوم تا تو دوباره و دوباره و دوباره سرزنشم
 
 کني که : تو نمي خواي بزرگ شي دختر؟ تو نمي خواهي آدم بشي؟


   وتو نمي دانستي که فاصله ها را زير پا مي سپردم تا لحظات با
 
 هم بودنمان لحظه اي شايد بيشتر شود .


  دگر زياد حرف نمي زنم .


  پرگويي هايم و خنده هايم و گريه هايم و شيطنت هايم در کنار تو بود .


  ساکت مي مانيم تا صداي سکوت فرسنگها را بپيمايد .


 


  دلم ميخواد اين مطلب رو تقديم کنم به راضيه دوستي که 15 سال هست
 
 باهم هستيم و اين شرح حال تنها گوشه اي از باهم بودنمان بود / تقديم ميکنم به زهرا
 
 با اينکه توي يک شهر نيستيم ولي بيشتر از همشهريام حسش ميکنم/تقديم ميکنم به
 
 فائزه که ازش زندگي و صبر را ياد گرفتم و به خاطر من پا روي خيلي
 
چيزهاي خودش گذشت/تقديم ميکنم به شميم که هر چي زحمت وبلاگم
 
هست با کمک گرفتن از اون هست و لا غير و من هيچ کاري نتونستم
 
براش بکنم/تقديم به نگار که هميشه دلم ميخواست اندازه اون مهربون بودم.
 
 تقديم به................................!


 


  شما دوست دارين يادي از کدوم دوستتون بکنيد؟


  موفق باشيد


 


 


 


» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[6/5/1387- 12:12 ص] کسي در بهشت جا گرفته؟
[18/4/1387- 11:51 ع] دوست دارم يه ..........!
[31/3/1387- 10:32 ص] برميگردم
[آرشيو شده ها]
بازديدهاي امروز: 21  بازديد
بازديدهاي ديروز: 53  بازديد
مجموع بازديدها: 26291  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

براي تو / تقديم به...! - تک ستاره
نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور[92]
من خسته ترين واژه ملموس غروبم ,کاش در اين وسعت سبز يک نفر درد مرا مي فهميد . اي ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد اي ستاره ها که از وراي ابرها بر جهان نظاره گر نشسته ايد آري ؛ اين منم که در دل سکوت شب نامه هاي عاشقانه پاره ميکنم اي ستاره ها اگر بمن مدد کنيد دامن از غمش پر از ستاره ميکنم با دلي که بويي از وفا نبرده است جور بيکرانه و بهانه خوشتر است در کنار اين مصاحبان خودپسند ناز و عشوه هاي زيرکانه خوشتر است اي ستاره ها چه شد که در نگاه من ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
» پيوندهاي روزانه«
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«







» آرشيو يادداشت ها«
جمله هايي براي آرامش درون [5]
دردودل [4]
هنري
مفيد و آموزنده [4]
شعر
عمومي [3]
عشق [4]
زن از دیدگاه تمدنهای مختلف دنیا و قرآن [2]
عذابی که تروخشک را با هم می سوزاند
سقوط تا کجا؟حماقت تا کجا؟
آرزوی یک شهید
پرواز کلید رهایی است
سهم نسل من و تو باد هوا شد
اهانت به پیامبر= آزادی بیان؟
درد بی دردی علاجش آ تش است
تا کربلا 275 کیلومتر
دوباره تنها شده ام
سرگذشت یک عالمه آدم
حکایت دیروز و امروز ما
من به خود رسیده ام [2]
روزی روحم پر میکشد از این شهر
د.وباره نوروز اومد ولی چه فایده
د نیای رویایی من
دلم برای کسی تنگ است
خوشبختی [2]
ما مخزنیم یا کانال
تفاوت زن و مرد [2]
یادش بخیر اما خدا را یادمان رفت
بریم شکایت پیش خدا
نگران لاله باشیم ؛ نگران درد یاسا
عدالت کجاست ؛ اینجا دادرسی هست
کی یاد خدا میکنیم
صدام نکن
مادر مرا ببخش
دلالی تا مرز خدا
فقیری یا ثروتمند
دعای شگفت
در خلوت زندگی
پرنده های بی درخت
مینویسم با سکوتم [4]
سپرده گذاری معنوی جایزه دار [3]
ایمانم کجاست؟
آقا تورو خدا نیا
ضمیر نا خود آگاه
قد کشیدی یا نه [2]
بگذار دمی............؟ [2]
وبلاگ تک ستاره
عيب نداره آقا [3]
قسمت(طلبيدن؛قطار ؛ مشهد) [2]
روز مبادا
بخند اگه دليلي داري
ان همه سادگي [2]
يه جاي کار مي لنگه
براي تو / تقديم به...! [2]
خدا تو جوونه اجيره
نامه اي به شهدا
سرزمين عاشقي
فاطميه و کربلا
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: