(پنجشنبه 19 ارديبهشت 1387 ساعت 2:29 عصر )

 



بنا به در خواست مدير محترم وبلاگ شلمچه براي نوشتن نامه اي به شهدا ؛ دست و دل را يکي کردم تا نامه اي بنويسم .من بلد نيستم زياد حرفاي معنوي و سنگين و ادبي و اين جور چيزها بنويسم / من ساده مينويسم


آدم وقتي ميخواد نامه اي براي کسي يا کسايي  بنويسه تمام دل خوشيش اينه که زودتر نامه به دست گيرنده برسه و جواب نامه رو بده ؛ حالا من نميدونم اين نامه به دست کي ميرسه ؟ نميدونم کسي نامه رو ميخونه يا نه؟ولي من منتظر جوابم



به نام خداي شهداي گمنام



سلام شهيد ؛ سلام برادر ؛ سلام سفر کرده ؛ سلام گمنام ( من به کي بايد سلام کنم؟)


به رسم هر نامه فکر کنم اول بايد شمارو از حال و هواي خودمون و چيزهايي که به رسم امانت بهمون سپردين و رفتين با خبر کنم ؛ هرچند شما خود گواه تر از مايين .



اينجا خبري نيست جزء اينکه همه سالهاست ادعا ميکنند که شرمنده شما هستند و جالبتر اينکه نميدونم چرا هر روز به اين شرمندگيشون افزوده ميشه به جاي اينکه کمترش کنند و هي نخواند اين جمله تکراري رو بگند



اينجا خبري نيست جز اينکه خونه حاجي بود که موقع شهادتش سپرد اين باشه واسه جلسات بچه هاي جبهه و جنگ و جلسات معنوي و هر هفته چند شب بچه ها اونجا جمع ميشدند ؛ چند وقت پيش وراث گرفتند و جزو ساختمان بقل که داره پاساژ ميشه انداختند تا نان شبه حلال به دست بيارند



اينجا خبري نيست جز اينکه هي فکر ميکنم شما بي معرفتي کردين و مارو تنها گذاشتين يا ما بي معرفتي ميکنيم و سراغي از شما نميگيريم؟


 اينجا خبري نيست جز اينکه محمد گلستان بود که توي عمليات فتح المبين قطع نخاع شد ؛ چند روز پيش توي پارک کنار بساط کوچيک بادکنک و آدامس و پفکش نشسته بود که سد معبريها خودشو بساطشو با چه وضعي ريختند و بردند



اينجا خبري نيست جز اينکه سليمه خانم بود که دوتا پسرش توي عمليات کربلاي 5 شهيد شدند وپيکرشون هيچ وقت برنگشت و گمنام موندند ؛ صاحب خونه چند روز پيش اثبابشو ريخت تو کوچه ؛ طفلک سليمه خانم فقط عکس پسراشو توي بقلش گرفته بود و يه گوشه کوچه نشسته بود و به سر کوچه چشم دوخته بود



اينجا خبري نيست جز اينکه ما هر روز داريم به زخم و تاولهاي جانبازهاي شيميايي نمک ميزنيم ؛ لابد تجربه کردين که وقتي نمک به زخم ميخوره چه سوزشي داره!!!



اينجا خبري نيست جز اينکه داره يادمون ميره مزار باکري کجاست ؛ داره يادمون ميره وصيت خرازي و همت چي بود ؛ اسمهاتون اگه سر کوچه ها نبود و براي آدرس پستي نميخواستيم شايد يادمون ميرفت ؛ داره يادمون ميره چرا بعضي ها ميخواستند موقع عمليات نوشته سربندشون يا زهرا باشه؟



اينجا خبري نيست جز اينکه.............................................؟؟



اگه بخوام بنويسم حالا حالاها بايد بنويسم ولي چه کنم که ديگه طاقت نوشتن اين جور چيزارو ندارم /خيلي دلم ميخواست نامه اي که مينويسم شاد و روحيه بخش باشه ؛ خيلي دلم ميخواست بهتون بگم که امانتهايي که بهمون سپردين صحيح و سالمند ولي چه کنم که نه خيلي اهل دروغ گفتن هستم و نه ميشه به شهدا دروغ گفت/راستي اگه خواستي جواب نامه رو بدي باهاش چند ماسک هم بفرست اينجا هواش خيلي سمي و غبار آلوده.


 



ولي هنوز اميدواريم به اينکه  : گرچه رفتند ولي قافله راهش برجاست


ولي هنوز اميدواريم به اينکه : نيست جز در گرو رفتن ما ماندن ما                              


 


التماس دعا


 


» نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور
»» بگو ای همسفر با من ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[6/5/1387- 12:12 ص] کسي در بهشت جا گرفته؟
[18/4/1387- 11:51 ع] دوست دارم يه ..........!
[31/3/1387- 10:32 ص] برميگردم
[آرشيو شده ها]
بازديدهاي امروز: 20  بازديد
بازديدهاي ديروز: 53  بازديد
مجموع بازديدها: 26290  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

نامه اي به شهدا - تک ستاره
نيکا فکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــور[92]
من خسته ترين واژه ملموس غروبم ,کاش در اين وسعت سبز يک نفر درد مرا مي فهميد . اي ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد اي ستاره ها که از وراي ابرها بر جهان نظاره گر نشسته ايد آري ؛ اين منم که در دل سکوت شب نامه هاي عاشقانه پاره ميکنم اي ستاره ها اگر بمن مدد کنيد دامن از غمش پر از ستاره ميکنم با دلي که بويي از وفا نبرده است جور بيکرانه و بهانه خوشتر است در کنار اين مصاحبان خودپسند ناز و عشوه هاي زيرکانه خوشتر است اي ستاره ها چه شد که در نگاه من ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
» پيوندهاي روزانه«
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«







» آرشيو يادداشت ها«
جمله هايي براي آرامش درون [5]
دردودل [4]
هنري
مفيد و آموزنده [4]
شعر
عمومي [3]
عشق [4]
زن از دیدگاه تمدنهای مختلف دنیا و قرآن [2]
عذابی که تروخشک را با هم می سوزاند
سقوط تا کجا؟حماقت تا کجا؟
آرزوی یک شهید
پرواز کلید رهایی است
سهم نسل من و تو باد هوا شد
اهانت به پیامبر= آزادی بیان؟
درد بی دردی علاجش آ تش است
تا کربلا 275 کیلومتر
دوباره تنها شده ام
سرگذشت یک عالمه آدم
حکایت دیروز و امروز ما
من به خود رسیده ام [2]
روزی روحم پر میکشد از این شهر
د.وباره نوروز اومد ولی چه فایده
د نیای رویایی من
دلم برای کسی تنگ است
خوشبختی [2]
ما مخزنیم یا کانال
تفاوت زن و مرد [2]
یادش بخیر اما خدا را یادمان رفت
بریم شکایت پیش خدا
نگران لاله باشیم ؛ نگران درد یاسا
عدالت کجاست ؛ اینجا دادرسی هست
کی یاد خدا میکنیم
صدام نکن
مادر مرا ببخش
دلالی تا مرز خدا
فقیری یا ثروتمند
دعای شگفت
در خلوت زندگی
پرنده های بی درخت
مینویسم با سکوتم [4]
سپرده گذاری معنوی جایزه دار [3]
ایمانم کجاست؟
آقا تورو خدا نیا
ضمیر نا خود آگاه
قد کشیدی یا نه [2]
بگذار دمی............؟ [2]
وبلاگ تک ستاره
عيب نداره آقا [3]
قسمت(طلبيدن؛قطار ؛ مشهد) [2]
روز مبادا
بخند اگه دليلي داري
ان همه سادگي [2]
يه جاي کار مي لنگه
براي تو / تقديم به...! [2]
خدا تو جوونه اجيره
نامه اي به شهدا
سرزمين عاشقي
فاطميه و کربلا
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: