خدا کند که زني بي هوا زمين نخورد غرور شيشه اش با صدا زمين نخورد
خدا کند که دعايم بگيرد اي مادر زني دوباره شبيه شما زمين نخورد
نميدونم انگار قبل از اون حادثه روز عاشورا يه کربلاي ديگه هم توي کوچه بني هاشم سالهاي قبل تر اتفاق افتاده!!!
هر چند غريبي که ايام فاطميه داره اصلا مثل محرم نيست ؛ براي محرم از چند روز قبل سياهي و هيئت و علم و ايستگاه صلواتي ولي
براي ايام فاطميه همين که روزشم يادمون باشه که کي شروع ميشه هنر کرديم
ولي با اين حال ايام فاطميه براي من ياد کربلا و محرم رو زنده ميکنه
منکه از عشق علي چون شمع شيدا سوختم
صاحب جنت منم، اما در اينجا سوختم
سوختم تا يک سر مويي نسوزد از علي
تا بماند رهبرم من بي مهابا سوختم
زينبم مي ديد آتش زائر رويم شده
از پريشاني او در بين اعدا سوختم
صورت آتش گرفته تا زسيلي شد کبود
شکر کردم، بهر حفظ جان مولاسوختم
بي گنه بودم ولي در آتشم انداختند
محسنم شد کشته، ناليدم که بابا سوختم
نميدونم شايد چون توي هردو حادثه بعضي ها فقط نامردانه ايستادند و نگاه کردند
هرکه نان از سفره ي ما برده بود استاده بود
بسکه نامردي بود در اين تماشا سوختم
سوختم تا شعله ي عشقت بماند جاودان
پاي تا سر يا علي با اين تمنا سوختم
نميدونم به خاطر اينه که زينب موند بي برادر چطور جواب رقيه رو بده و علي موند چطور جواب طفلاي کوچک خود را
نميدونم ؛ شايدم خود خانم در کربلا بودند و لحظه به لحظه اون حوادث رو ديدند و خون دل خوردند
اميدوارم ما مثل اون نامردها يه گوشه نايستيم و ببينيم که دارند راه حضرت زهرا رو پايمال ميکنند.
التماس دعا
نام: | |
ايميل: | |